خواجه ربیع در مشهد کیست ؟ تاریخ : چهارشنبه، 21 مرداد ماه ، 1388
موضوع : اهل البیت (ع)


با توجه به تاریخ موجود باید گفت خواجه ربیع همان کسی بود که در جریان واقعه کربلا از همراهی امام حسین (ع) سر باز زد و در ولایت حضرت علی (ع) دچار شک و تردید شد ... در این مورد میرزا عبدالله افندی در ریاض العلماء می گوید: «خواجه ربیع مسلمان درستی نبود گرچه در رجال الکشی او را از زهاد ثمانیه شمرده و او را از تقوا پیشه ها معرفی کرده است و می توان کسانی را که به ثقه بودن او اشاره کرده اند مورد انتقاد قرار داد بلکه این خواجه تا حد نفاق، نصب و کفر تنزل کرده بود و اصلا شک او در علی(ع) شک در دین بود و یکی از کارهای زشت خواجه این بود که امام حسین(ع) را یاری نکرد، نه به کربلا رفت و نه با زبان و سخن او را یاری کرد در حالی که لازم بود امام حسین(ع) را به نحوی یاری کند. البته یاری نکردن امام حسین(ع) از سوی خواجه ربیع مورد انتظار هم نبود چون او علی را در جنگ صفین یاری نکرد (ریاض العلماء، ج 2، ص 286 به بعد).



  خواجه ربيع دارای كدام سوابق درخشانی است كه زايران امام رضا(ع) به زيارت ايشان ترغيب می شوند در حاليكه حرم برادران امام هشتم كه در فاصله ای كمتر نسبت به آرامگاه خواجه ربيع از حرم مطهر قرار دارد مورد بی توجهی مسئولان واقع می شود

ضريح مطهر امام زادگان سيد ياسر و سيد ناصر بن موسی(ع)

خواجه ربيع در مشهد كه اين همه مورد توجه زائرين قرار گرفته و نهادی همچون آستان قدس رضوی متولی آرامگاه اوست كيست ؟ برادران امام هشتم سيد ياسر و سيد ناصر بن موسی عليهم السلام در كجای مشهد مدفون هستند ؟ چرا نام باشگاه مطرح استان خراسان به نام ابومسلم خراسان كه در نزد اهل بيت عليهم السلام شخصيتی منفور بوده نام گذاری شده است ؟ دليل حمايت ، توليد و توزيع محصولات كوكا كولا توصط نهادهای فرهنگی و مذهبی در مشهد چيست ؟ اينها سئوالاتی است كه در اين يادداشت به آنها پرداخته خواهد شد

 با توجه به تاريخ موجود بايد گفت خواجه ربيع همان كسی بود كه در جريان واقعه كربلا از همراهی امام حسين (ع) سر باز زد و در ولايت حضرت علی (ع) دچار شك و ترديد شد ... در اين مورد ميرزا عبدالله افندی در رياض العلماء می گويد: «خواجه ربيع مسلمان درستی نبود گرچه در رجال الكشی او را از زهاد ثمانيه شمرده و او را از تقوا پيشه ها معرفی كرده است و می توان كسانی را كه به ثقه بودن او اشاره كرده اند مورد انتقاد قرار داد بلكه اين خواجه تا حد نفاق، نصب و كفر تنزل كرده بود و اصلا شك او در علی(ع) شك در دين بود و يكی از كارهای زشت خواجه اين بود كه امام حسين(ع) را ياری نكرد، نه به كربلا رفت و نه با زبان و سخن او را ياری كرد در حالی كه لازم بود امام حسين(ع) را به نحوی ياری كند. البته ياری نكردن امام حسين(ع) از سوی خواجه ربيع مورد انتظار هم نبود چون او علی را در جنگ صفين ياری نكرد (رياض العلماء، ج 2، ص 286 به بعد).

 همچنين علامه مجلسی در بحارالانوار به نقل از نصر بن مزاحم در شرح احوال خواجه ربيع آورده است: علی(ع) مردم را به جنگ بر ضد معاويه فرا خواند، اكثر مردم حاضر شدند و آمادگی خود را برای جنگ با معاويه و شاميان اعلام كردند. در اين ميان ياران عبدالله مسعود به علی(ع) گفتند: ما می آييم ولی به لشكر شما ملحق نمی شويم بلكه خودمان به طور مستقل در يك محلی فرود می آييم و به شما و لشكر شام نگاه می كنيم. هر كس از لشكر شما و يا لشكر شام دست به كار حرام بزند و يا از يك طرف گردن كلفتی ببينيم، در اين صورت با آن گردن كلفت و متجاوز می جنگيم. علی(ع) فرمود: خوش آمديد و اين فكر شما، يك نوع علم به دين و علم به سنت است و هر كس به اين راضی نباشد خائن و ستمگر است.

عده ديگری از ياران عبدالله بن مسعود آمدند كه ربيع بن خثيم هم در ميان آنان بود و تعدادشان به چهارصد نفر می رسيد. اينها گفتند: يا علی! ما در اين جنگ كه با شاميان می كنی به شك افتاده ايم و حق و باطل را نمی دانيم گرچه به فضل شما معترف هستيم ولكن ما از شما می خواهيم ما را به سوی يكی از اين مرزها بفرست تا در آنجا با كافران بجنگيم. علی(ع) او را به مرز ری فرستاد و اين اولين پرچمی بود كه علی(ع) از كوفه به سوی مرزها گسيل داشت (بحار، ج 32، چاپ ايران، ص 406، به نقل از وقعه صفين).

 

آرامگاه مجلل و وسيع خواجه ربيع

بر اين اساس خواجه ربيع در جنگ صفين حضرت علی(ع) را رها كرد. آيا اين كار كوچكی است؟! شك در فرمان حضرت علی(ع) نشانه عدم معرفت او نسبت به آن حضرت است. در معجم رجال الحديث هم آمده است كه خواجه ربيع علی (ع) را رها كرد و در جنگ با معاويه شك كرد و ما نمی توانيم حكم كنيم به اين كه او از تقواپيشه ها بود (معجم رجال الحديث، ج 7، ص 169). در اعيان الشيعه هم آمده است كه خواجه ربيع فهم و درك درست نداشت و در ولای علی(ع) مقامی نداشت و به خاطر همين در حقانيت جنگ علی(ع) با معاويه به شك افتاد. بنابراين اين كه می گويند او تقواپيشه بود، تقوای او مثل تقوای خوارج بود (اعيان الشيعه، ج 6، ص 453 به بعد).

علامه مجلسی هم در مورد خواجه ربيع بن خثيم دارد: «ورأيت بعض الطعون فيه؛ درباره خواجه ربيع برخی طعن ها و انتقادها را ديده ام» (بحارالانوار، ج 68، ص 192، ح 48).معنای اين سخن علامه اين است كه برخی انتقادها بر او وارد است.

در رياض العلماء برای معرفی خواجه ربيع و تحريف تاريخی كه در مورد معرفی شخصيت وی صورت گرفته آمده است: اين كه در ميان مردم معروف است كه خواجه ربيع استاد امام رضا بود، اين غلط اندر غلط است. چون استاد امام رضا، پدر و اجدادش و حق تعالی است به علاوه اين خواجه ربيع در سال 62 مرده در حالی كه امام رضا(ع) در سال 200 زندگی می كرد (رياض العلماء، ج 2، ص 287).و نيز آمده است: اين كه معروف است كه خواجه ربيع مقرب در نزد علی(ع) بود و در كشتن عثمان دست داشت و برای جنگ با كفار به خراسان رفته بود و امام رضا(ع) به زيارت او می رفته و می فرموده: ما را از آمدن به خراسان فايده ای نشد جز زيارت قبر خواجه ربيع، اينها هيچ كدام درست نيست.

 

 برادران امام هشتم و اسناد
با پى‌جویى برخى از مؤمنان و پژوهش در اسناد و مدارك، و پرسش از نسب‌شناسان و يافتن نام اين دو برادر در كتاب كنزالانساب، و تحقيقات كافى از ادارات اوقاف و امور خيريه در اين خصوص كه آيا مزارى براى اين دو تن در ديگر نقاط ثبت شده است يا خير، آشكار شد كه اين بقعه تنها مزارى است كه نام اين دو برادر را بر خود دارد؛ بنابراين، براى متوليان بقعه ترديدى در درستى اين امر باقى نماند

بهتر است برای اطلاع از تمام واقعيتها به منابع موجود مراجعه نمائيم تا نابسامانيها و احيانا كارشكنيهای موجود در برخی از متوليان امور فرهنگی مشهد بيشتر برايمان آشكار گردد . آرامگاه خواجه ربيع كه متولی اداره و استفاده از آن نهاد آستان قدس رضوی است يكی از بزرگترين آرامگاههای موجود در شهر مشهد بعد از بهشت رضا است كه مدفن بسياری از شيعيان محب حضرت علی عليه السلام و خاندان مطهر حضرت رسول اكرم است . اين اثر تاريخی در حالی مورد توجه نهاد عريض و طويل آستان قدس قرار گرفته است كه حرم مطهر برادران امام هشتم حضرت سيد ياسر و سيد ناصر بن موسی عليهم السلام در چند قدمی حرم مطهر رضوی از حداقل امكانات رفاهی و خدماتی برای زائران مشتاق نيز بی بهره اند

در اين مكـان دو زاده آل پیـامبر و فرزندان گرامی موسـى بـن جعفر عليهم السلام آرميده اند سيد ناصر و سيد باصر . دگرگونى در نام «سيد باصر»، به كتيبه داخل حرم هم راه يافته، اما جالب اين است كه در اين جا نام وى در مورد نخست به «سيد باسر» تبديل شده و در مورد دوم دست نخورده باقى مانده است. بنابراين، تا اين جا نام سيد ناصر در همه نوشته‌ها يكسان است اما اسم برادرش به شكل‌هاى «ياسر»، «ياصر» و «باسر» دچار دست‌خوردگى شده است. تا چند سال پيش از اين هم، تابلوهاى راهنماى اين مزار كه در مسير اين بقعه قرار داشت از مرقد دو تن به نام‌هاى ناصر و باصر حكايت مى‌كرد، اما از حدود سال 1382، كه ضريح‌هاى تازه‌اى براى قبور آنان ساخته و نصب شد، نام يكى از آن دو به «ياسر» تغيير يافت و در همه كتيبه‌ها و تابلوهاى جديد و ضريح‌هاى نوساخته، آن دو به نام‌هاى سيد ناصر و سيد ياسر معرفى شدند و اينك كاشى‌نوشته بزرگى در كنار نماى قبلى ساخته و نصب شده و نام اين دو برادر به‌وضوح اين گونه نوشته شده است: «السیّد ياسر و السّيد ناصر عليهماالسّلام».

 تا چندى پيش، اين مزار شهرت گسترده‌اى نداشت و نامى از آنها در ميان نبود، اين بقعه نيز مسجد محلى كوچكى به شمار مى‌رفت و در آن دو ضريح چوبى سبزرنگ كوچك قرار داشت، كه اكنون بخشى از آن ضريح را به عنوان يادگار بر بالاى يكى از درهاى ورودى نصب كرده‌اند.

 اما با پى‌جویى برخى از مؤمنان و پژوهش در اسناد و مدارك، و پرسش از نسب‌شناسان و يافتن نام اين دو برادر در كتاب كنزالانساب، و تحقيقات كافى از ادارات اوقاف و امور خيريه در اين خصوص كه آيا مزارى براى اين دو تن در ديگر نقاط ثبت شده است يا خير، آشكار شد كه اين بقعه تنها مزارى است كه نام اين دو برادر را بر خود دارد؛ بنابراين، براى متوليان بقعه ترديدى در درستى اين امر باقى نماند و گويا تعويض و اصلاح نام سيد باصر به سيد ياسر هم بر اساس نوشته همان كتاب بوده است. اين گونه بود كه اين آرامگاه رونق يافت و جماعتى از خيرانديشان محل با معرفى مزار و اطلاع‌رسانى گسترده پيرامون آن، در ترميم و نوسازى آن كوشيدند.

گمانه‌‌زنى‌هایى كه از سوى برخى از نسب‌پژوهان معاصر با استناد به تحقيقات گسترده در نام و تاريخ فرزندان امام موسى بن جعفر(ع) صورت پذيرفته، اين داستان را نفى نمى‌كند كه با هجرت امام رضا(ع)، گروهى از برادران آن حضرت نيز به نقاط مختلف ايران به‌ويژه خراسان كوچيدند، اما پس از شهادت آن امام آنان نيز به نقاط گمنام و دور از دسترس پناه بردند و سرانجام يا خود به مرگ طبيعى درگذشتند يا به دست عوامل حكومتى به شهادت رسيدند. وجود مزارات متعددى كه به نام فرزندان امام موسى بن جعفر(ع) در اين سو و آن سوى كشور ديده مى‌شود، نشان از همين واقعيت دارد؛ بنابراين دور نمى‌نمايد كه اين دو برادر؛ يعنى سيد ناصر و سيد ياسر هم از همان شمارى باشند كه چنين زندگى و سرنوشتى را پيدا كردند، اما نامشان جز در كتاب‌هاى اندكى نيامده است.

  • در گفتگو با يكی از ساكنان منطقه نكته جالبی را متوجه شدم . وی كه ساكن روستای حصار گلستان است در پاسخ به سئوالی مبنی بر تاريخچه بنای حرم سيد ياسر و سيد ناصر (ع) گفت حتی ضريح اين امام زادگان واجب التعظيم توسط كويتی ها تهيه و نصب شده است و كوچكترين كمكی از سوی آستان قدس رضوی برای گسترش اين مكان متبرك صورت نگرفته است

    خيل عظيم زائرانی كه به زيارت اين امام زادگان نائل شده اند تمام كاستيها و ناهنجاريها را با گوشت و پوست خود حس كرده اند به طوريكه حتی سرويسهای بهداشتی آن كه با همياری اهالی محل و كمكهای زائران تجهيز شده پاسخگوی مراجعين نيست كل بنای مسقف اين امام زادگان از ۳۰۰ متر تجاوز نمی كند و خادمين گرامی اين حرم مطهر هميشه خود را شرمنده حضور عظيم زائران احساس می كنند

     

    پرچم باشگاه به اصطلاح فرهنگی ابومسلم

     بايد اشاره شود كه مسئولان فرهنگی در مشهد از اين دست كارهای غير منطقی بسيار كرده اند كه ميتوان به ايجاد وحمايت از باشگاه ابومسلم خراسان (با توجه به منفور بودن وی در ميان اهل بيت عليهم السلام ) اشاره نمود . بنا به احاديث و رواياتی كه موجود است ابو مسلم به ائمه اطهار عقيده ای نداشت ، اما برای بهره گيری از نفوذ و وجه سياسی و معنوی آنان تا آنجا پيش رفت كه نامه ای به امام صادق عليه السلام نوشت به اين مضمون كه : " من مردم را به دوستی اهل بيت دعوت می كنم، اگر مايل هستيد، كسی برای خلافت بهتر از شما نيست. اما امام صادق عليه السلام در پاسخ به ادعای ابو مسلم اينگونه نوشت كه : نه تو از ياران منی و نه زمانه، زمانه ماست.

     

    حضرت علی عليه السلام در حكمت ۴۶۴ نهج البلاغه و در وصف بنی اميه اينگونه سخن ميگويد كه : بنى اميه را مهلتى است كه در آن اسب قدرت مى‏تازند ، هر چند ، ميانشان اختلاف افتد . سپس ، كفتاران به جنگشان برخيزند و مغلوبشان سازند . خوب است بدانيد كه بعد از بنی اميه بنی عباس به قدرت رسيدند و سهم عمده پيروزی خود بر بنی اميه را مديون ابومسلم خراسانی بودند كه حضرت علی عليه السلام از آنان به كفتار تعبير نموده است .

     يكی ديگر از نابسامانيهای موجود در بخش فرهنگی پايتخت مذهبی كشور وجود كارخانه كوكا كولا ( با توجه به توليد و توزيع محصولات صهيونيستی ) وحمايت و تبليغ آن توسط آستان قدس رضوی و مسئولان مرتبط با اين نهاد فرهنگی است

     

    ميدان كوكا كولای مشهد

    لازم به ذكر است كه در سالهای اخير و در شبهای گرانسنگ قدر مسئولين طراز اول آستان قدس رضوی از زائران و ميهمانان حضرت علی بن موسی الرضا عليه السلام با آب معدنی های دسانی توليد شركت صهيونيستی كوكا كولا پذيرايی می كردند كه چندين بار تذكرات جدی از سوی تشكل های مردمی مشهد به آنها داده شد ولی متاسفانه سالهای بعد با حجم گسترده تری اين پذيرايی !! صورت گرفت !خبر اين خوشخدمتی مسئولين طراز بالای آستان قدس را خبرگزاری های كشور از جمله سايت دانشگاه «علوم پزشكی» مشهد و سايت مطالبه و چندين خبرگزاری ديگر كشور منتشر نمودند و جواب مدير عامل شركت خوشگوار و حامی مالی باشگاه ابومسلم خراسان جناب آقای مسعود يزدی مبنی بر استفاده فقط از نام كوكا كولا برای فروش بيشتر جای سئوالهای بيشتری را برای ملت مسلمان ايران باز ميكند كه اگر هيچ گونه قرار دادی "به گفته مدير عامل خوشگوار" با شركت صهيونيستی كوكا كولا نداريد پس چرا به استفاده از نام كوكا كولا افتخار ميكنيد و عذر بدتر از گناه می آوريد!!! متاسفانه برخی ازسهامداران معنوی و مادی شركت كوكا كولای مشهد از رجال مذهبی و سياسی هستند...

     

    هرم يك چشم ماسونی در بازار هنر مشهد

    استفاده از بناهای ماسونی نيز شاهكار ديگر مسئولان امور فرهنگی در مشهد مقدس است كه از اين دست ميتوان به استفاده از نماد هرم يك چشم در بازار هنر كوهسنگی مشهد توسط شهرداری دومين كلان شهر مذهبی جهان اشاره نمود

     


    خواجه ربیع مهمتر است یا امام زادگان واجب التعظیم سید یاسر و سید ناصر (ع)



    منبع این مقاله : پایگاه ثقلین
    http://www.alm.ir

    آدرس این مطلب :
    http://www.alm.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=49